افغانستانتحلیلجهان

پیامدهای به‌رسمیت شناختن طالبان توسط روسیه و تاثیرات آن بر وضعیت زنان افغانستان!

زرغونه ولی

روسیه در ماه‌های اخیر گام‌هایی در راستای به‌رسمیت شناختن رسمی حکومت طالبان برداشته است؛ اقدامی که پیامدهای آن نه‌تنها از منظر ژئوپلیتیک، بلکه در بُعد حقوق بشر، به‌ویژه حقوق زنان، عمیق و نگران‌کننده است. و

از منظر تأثیر آن بر وضعیت زنان افغانستان، دارای پیامدهای عمیق و چندلایه ای است. این پیامدها را نه تنها می‌توان در سطح داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی پیدا کرد

بلکه تاثیر ان بر زندگی زنان افغانستان که طی سه سال اخیر تحت نظام طالبان با شدیدترین اشکال تبعیض، محرومیت و سرکوب مواجه هستند بیشتر مورد بحث است که این مقاله به بررسی ابعاد و پیامدهای این تصمیمی غیر مسولانه روسیه در چند بعد جهانی و منطقوی با شما شریک می گردد که قرار ذیل است

۱- مشروعیت بخشی به نظام زن ستیز

۲-تضعیف مبارزات جامعه مدنی

۳- تاثیر بر روند های منطقه ای و بین المللی و تغییر موازنه در دیپلوماسی منطقه ای !

۴- تاثیرات اجتماعی و روانی بر زنان !

۵- کاهش حمایت های بشر دوستانه هدفمند :

۶- نقض اشکارا اصول منشور سازمان ملل متحد !

۱- مشروعیت بخشی به نظام زن ستیز

طالبان از زمان بازگشت دپباره به قدرت سیاسی در اگست 2021 سیاست‌هایی را تطبیق کرده‌اند که به‌وضوح بر پایه حذف زنان از عرصه‌های عمومی، آموزش، کار، سیاست و رسانه بنا شده است. به‌رسمیت شناختن این گروه از سوی یک قدرت جهانی چون روسیه، به معنای اعطای مشروعیت بین‌المللی به رژیمی است که نه‌تنها ناقض صریح حقوق بشر است، بلکه تبعیض جنسیتی را به‌عنوان سیاست دولتی نهادینه کرده است.

این اقدام، تثبیت و تائید نظام زنستیز که حقوق اساسی زنان را در داخل افغانستان به شکل سیستماتیک نقض کرده برای زنان افغانستان پیامی واضح دارد: جهان حاضر است برای منافع سیاسی خود، حقوق شما را نادیده بگیرد.

به این اساس به چند پیامد منفی آن در این مقاله مختصر دیلآ به بحث می پردازم .

۲- تضعیف مبارزات جامعه مدنی ! در سه سال گذشته، زنان افغانستان بارها با شجاعت به خیابان‌ها آمده‌اند، اعتراض کرده‌اند، زندانی شده‌اند، شکنجه دیده‌اند و در سکوت جامعه جهانی رنج کشیده‌اند.

به‌رسمیت شناختن طالبان، توازن را به ضرر این جنبش‌های مردمی برهم می‌زند و فضای فعالیت را برای فعالان حقوق زن به‌شدت محدود می‌سازد. تضعیف مقاومت  زنان متعرض و فعالان حقوق زن که در برابر سیاست‌های سرکوبگرانه طالبان ایستاده‌اند، با کاهش حمایت بین‌المللی مواجه خواهند شد و فضا برای فعالیت آنان تنگ‌تر خواهد شدو تشدید محدودیت های طالبان ممکن است این حمایت دیپلماتیک را به‌عنوان چراغ سبزی برای گسترش بیشتر محدودیت‌ها بر آموزش، کار، آزادی بیان و رفت‌وآمد زنان تعبیر کند.

این تصمیم نه‌تنها طالبان را جسورتر می‌سازد، بلکه برای جامعه مدنی نیز نشانه‌ای است از فروپاشی حمایت‌های بین‌المللی و نادیده‌گرفتن مبارزات عادلانه مردم، به‌ویژه زنان.

۳-تاثیر بر روند های منطقه ای و بین المللی و تغییر موازنه در دیپلوماسی منطقه ای !

پیام به کشور های منطقه :

اقدام روسیه می تواند الگویی خطرناک برای سایر کشور های منطقه باشذ در صورتی که دیگر قدرت ها نیز به این روند بپیوندند مانند کشورهای چین، ایران، کشورهای آسیای مرکزی) را نیز تشویق کند که در تعامل با طالبان، ملاحظات حقوق بشری – به‌ویژه حقوق زنان – را نادیده بگیرند. و اجماع جهانی علیه طالبان که تا حدودی بر فشار برای رعایت حقوق بشر استوار بود، فرو می‌پاشد.

و ضعف صدای زنان در مذاکرات منطقه ای یکی دیگر از تاثیرات منفی ان است که زنان پیش از این نیز در مذاکرات رسمی حضور اندکی داشتند، ممکن است کاملاً از صحنه دیپلماسی حذف شوند.

در این سناریو، کشورهای منطقه به‌جای فشار بر طالبان برای اصلاح سیاست‌های زن‌ستیزانه، به دنبال تعامل و معامله خواهند رفت و این به معنای نادیده‌گرفتن کامل زنان افغانستان در مناسبات منطقه‌ای و بین‌المللی است.

کاهش فشار بین المللی بر طالبان جهت رعایت حقوق بشر و شکست اجماع جهانی که بدون اصلاح سیاست های زن ستیزانه شان باعث تضعیف فشار های جهانی برای رعایت حقوق بشر و زنان خواهد شد

۴- تاثیرات اجتماعی و روانی بر زنان !

افزایش احساس بی پناهی و نا امیدی زنان تحصیل کرده ،فعالان مدنی ، خبرنکاران ، و دختران دانش اموز چنین تحولاتی، تأثیرات مخربی بر روحیه، امید و انگیزه میلیون‌ها زن و دختر در سراسر افغانستان خواهد گذاشت. دخترانی که از تحصیل بازمانده‌اند، زنانی که از کار اخراج شده‌اند، و فعالانی که برای عدالت جنگیده‌اند، اکنون خود را بیش از پیش تنها و بی‌پناه احساس خواهند کرد.و ممکن است احساس کنند جامعه جهانی ان ها را رها کرده است

و افزایش مهاجرت اجباری زنان که زندگی شان در معرض تهدید قرار دارد ، چاره ای جز فرار نخواهند داشت که خود چالش های بیشتر در کشور میزبان ایجاد می کند

که مهاجرت اجباری پیامدهای ملموس چنین وضعیت‌هایی خواهد بود. و همچنان افزایش موارد افسردگی که زنان را به خودکشی ، خود سوزی مجبور بسازد .

۵- کاهش حمایت های بشر دوستانه هدفمند :

            بسیاری از کمک‌های خارجی مشروط به رعایت حقوق بشر بوده‌اند. در فضای جدید، ممکن است این شرط‌ها کنار گذاشته شوند، و زنان از دسترسی به منابع حمایتی محروم بمانند

۶- نقض اشکارا اصول منشور سازمان ملل متحد !

به‌رسمیت شناختن رژیمی که به‌طور سیستماتیک حقوق نیمی از جمعیت کشور را زیر پا می‌گذارد، با اصول منشور سازمان ملل، اعلامیه جهانی حقوق بشر، و کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان (CEDAW) در تضاد آشکار است. این اقدام نه‌تنها یک شکست اخلاقی برای دولت‌های مدعی دفاع از حقوق بشر است، بلکه سابقة خطرناکی برای آیندة نظم جهانی می‌سازد. که در نیجه گفته می توانم

به‌رسمیت شناختن طالبان از سوی روسیه، که  بدون شرط اصلاح رفتارهای ضدزن این گروه صورت گرفته است به معنای پشت‌کردن به زنان افغانستان و قربانی‌کردن حقوق بشر در پای منافع ژئوپلیتیک  کشور های ابر قدرت است که جامعه جهانی، به‌ویژه قدرت‌هایی چون روسیه، نمی‌توانند هم داعیه‌دار ثبات جهانی باشند و هم دست طالبان را برای اعمال آپارتاید جنسیتی باز بگذارند.

به رسمیت شناختن طالبان از سوی روسیه، بدون در نظر گرفتن حقوق بنیادین زنان، تاییدی است بر نظامی که زنان را به عنوان شهروند درجه دوم قرار داده که این اقدام نه‌تنها به تداوم سرکوب زنان در داخل افغانستان می‌انجامد، بلکه به‌شکل نمادین و سیاسی، صدای عدالت‌خواهان را خاموش کرده است زیرا آینده زنان افغانستان، آینده عدالت، صلح و پیشرفت این کشور است. به‌رسمیت شناختن گروهی که این آینده را نابود می‌کند، باید با شدیدترین لحن ممکن محکوم گردد.

تهیه کننده : زرغونه ولی نویسنده ، شاعر ، ژورنالیست ، فعال حقوق زن

تاریخ: ۹ جولای ۲۰۲۵

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *