زنان سخن سرا و نام دار افغانستان
عزیزه عنایت
فروغ پُر درخشش سلامهای گرم و صمیمی نثارتان باد.
دوستان عزیز و خوانندگان گرامی!
دستاندرکاران فصلنامه وزین «بانو»، با تلاش و پشتکار میکوشند تا این رسانه مردمی را پُر درخششتر، با مطالب آموزنده، پُرمحتوا، معلوماتی و زیبا به شما عزیزان ارائه دهند. مخصوصاً برای آن دسته از افرادی که دسترسی به اینترنت و دنیای مجازی ندارند، تا بتوانند از مطالب و محتوای این مجله بهره بهتر برده و مورد علاقهشان قرار گیرد.
زیرا ما افغانانی که دور از کشور و در کشورهای میزبان زندگی میکنیم، به امکانات روزنامه و اطلاعات به زبانهای کشور خود کمتر دسترسی داریم. در چنین شرایطی، اشتراک و مطالعه اینگونه رسانهها برای ما بسیار مفید، پُر از اطلاعات روز و خالی از فایده نخواهد بود؛ مخصوصاً اگر جوانان ما در این راه سهم بگیرند. این یعنی در حفظ و رشد فرهنگ خویش، متحدانه دست به دست هم داده و برای بهبود آن میکوشیم.
اینبار، صفحه «زنان سخنسرا و نامدار افغانستان» در این فصلنامه وزین، باز هم یکی از بانوان نامدار افغانستان را معرفی میکند:
گلبدن بیگم که بود؟
گلبدن بیگم، یکی از شاعران و ادبای دریزبان افغان و دختر بابرشاه است.
مادرش، دلدار بیگم، همسر ظُهیرالدین محمد بابرشاه بود که بین سالهای ۹۳۲–۹۳۷ هجری قمری / ۹۰۴–۹۱۱ هجری شمسی / ۱۵۲۵–۱۵۳۲ میلادی سلطنت نمود.
وی در سال ۹۲۹ هجری قمری / ۹۰۱ هجری شمسی / ۱۵۲۲ میلادی در کابل تولد شد و در سن ششسالگی با مادرش به هند رفت.
چون به سن جوانی رسید، با «خضر خواجه چغتای» صدر اعظم و امیرالامرای همایون شاه ازدواج کرد.
در سال ۹۶۲ هجری قمری / ۹۳۴ هجری شمسی / ۱۵۵۵ میلادی به سفر حج رفت. اما پس از آن، سه بار دیگر نیز به زیارت خانه خدا (ج) مشرف گردید و در تاریخ ۶ ذیالحجه ۱۰۱۱ هجری قمری / ۹۸۱ هجری شمسی / ۱۶۰۲ میلادی وفات کرد.
او کتابی نیز درباره خاطرات برادرش همایونشاه و دوره سلطنت بابرشاه نوشت که واقعیتهای تاریخی آن زمان را در بر داشت. این کتاب با نام «همایوننامه» به جای مانده و بیانگر واقعیتهای تاریخی افغانستان است.
این اثر در دوره بحران هند، بهدست مبارزین افتاد و نزدیک بود که این اثر گرانبها را به آتش بزنند؛ اما یک تن از نظامیان انگلیس بهنام سرهنگ جورج ویلیام هلتن آن را نجات داد و در سال ۱۲۵۶ هجری شمسی / ۱۸۷۷ میلادی به موزه بریتانیا در لندن اهدا کرد.
این اثر در سال ۱۲۸۲ هجری شمسی / ۱۹۰۳ میلادی توسط مستر رینت اس. بیورج به انگلیسی ترجمه شد و از طرف انجمن شاهی آسیا (لندن) منتشر گردید؛ که اکنون یکی از کتب برجسته و معتبر تاریخی درباره افغانستان بهشمار میرود.
بابر تا سن ۲۳ سالگی فرزندی نداشت. پس از آنکه بر کابل مسلط گردید، خداوند فرزندان متعددی به او ارزانی فرمود.
گلبدن بیگم در همایوننامه مینویسد:
- «گرفتن کابل را خداوند تعالی مبارک گردانید که هجده فرزند شد او را: حضرت همایون پادشاه، باربول میرزا، مهر جهان بیگم، ایشان دولت بیگم، فاروق میرزا، معصومه سلطان بیگم (دختر سلطان احمد میرزا که هنگام ولادت فوت شد و نام مادرش را بر او نهادند)،
از گلرخ بیگم: کامران میرزا، عسکری میرزا، شاهرخ میرزا، سلطان احمد میرزا، گلعذار بیگم
و از دلدار بیگم: گلرنگ بیگم، گلچهره بیگم، هندال میرزا، گلبدن بیگم و انور میرزا.
غرض اینکه گرفتن کابل را شگون دانستند، چراکه همه فرزندان در کابل متولد شدهاند، غیر از دربیگم که در خوست به دنیا آمد.»
نمونهای از شعر گلبدن بیگم:
هر پریروی که با عاشق خود یار نیست
یقین بدان که هیچ از عمر خود برخوردار نیست
بلی، وطن ما فرزندانی از زن و مرد در دامان خویش پروریده است که تاریخ افغانستان را رقم زدهاند؛ مخصوصاً زنان شجاع و نامدار افغانستان مانند گلبدن بیگم که با انگشتان ظریف خود، این کتاب تاریخ افغانستان را نگاشت.
این اثر اکنون یکی از معتبرترین کتابهای جهان بهشمار میرود و افتخار بزرگی است برای چنین زنان تاریخساز و دلآور.
اما جای بسی تأسف است که با وجود چنین شاهکارهایی، زنان افغانستان همچنان تحت تأثیر حاکمیت مردان قرار داشته و همواره در برابر ظلم و استبداد قرار گرفتهاند.
وگرنه، چه استعدادهایی از این زنان مستعد کشور، زیر خاک شده و استفادهنشده از بین رفته است.
مخصوصاً در این چهار سال اخیر، دختران و زنان وطن از بسیاری حقوق اساسی خود—چون تحصیل و کار—محروم گردیدهاند و با دلهای شکسته، چون مرغان در قفس، در خانههای خود زندانی شدهاند.
امیدواریم زنان افغانستان نیز، مانند سایر زنان کشورهای دیگر، بتوانند با هوش و ذکاوت بالای خود، مصدر خدماتی ارزشمند برای وطن و جامعه خویش شوند.
با درود
عزیزه عنایت

