سخن سردبیر

پایداری زبان فارسی در گذر تاریخ

سخن مدیر سر دبیر- شماره 76

پایداری زبان فارسی در گذر تاریخ

حوزهٔ زبان فارسی در منطقه‌ای از نقشهٔ جهان واقع شده است که می‌توان به آن شاهراه حیاتی گفت، زیرا یکی از استراتژیک‌ترین نقاط کرهٔ زمین است. از یک طرف، گلوگاه ارتباط اروپا به آسیاست و از طرفی، ارتباط بین روسیه و اقیانوس هند می‌باشد. بنابراین، بسیار طبیعی‌ست که از زمان‌های بسیار قدیم تا کنون هدف تاخت‌وتاز و کشورگشایی قدرت‌های هر زمان قرار بگیرد. یکی از دگرگونی‌های بزرگی که در جوامع مورد هجوم قرارگرفته ایجاد می‌شود، زبان آن جامعه است؛ زیرا که زبان به یک جامعه هویت می‌بخشد. سلطه‌گر برای تغییر دادن هویت جامعه‌ای که اشغال کرده، زبان خود را تحمیل می‌کند.

تاریخ به ما می‌گوید که حوزهٔ زبان فارسی که امروزه شامل ایران، افغانستان، تاجیکستان، و اوزبیکستان می‌باشد، همواره مورد تاخت‌وتاز و هجوم اقوام مختلف قرار گرفته است. با این وجود، می‌بینیم زبان فارسی سربلند و پرغرور بر تارک زبان‌های دنیا می‌درخشد. پرسش اساسی این است که چه رازی در این زبان نهفته است که در برابر هجوم ترک‌زبانان، مغولان و اعراب مقاومت کرده و ماهیت خود را حفظ کرده است؟

پایداری یک زبان به دو عامل بستگی دارد: یکی قابلیت‌های خود زبان، که از غنای فرهنگی سرزمینی که از آن برآمده است سرچشمه می‌گیرد، و دوم، انسان‌هایی که نگهدارنده و تقویت‌کنندهٔ آن زبان هستند. در کتاب ارزشمند دو قرن سکوت به قلم دانشمند فقید، دکتر حسین زرین‌کوب، به این نکته اشاره می‌شود که از زمان حملهٔ اعراب به ایران، دوصد سال هیچ مکتوبی اعم از نثر و شعر در هیچ‌کجا ثبت نشده است و به نظر می‌رسید زبان فارسی برای همیشه خاموش شده است. ولی بعد از این دو قرن خاموشی، از زبان کودکانی که در کوچه‌ها بازی می‌کردند آوازها و ترانه‌های ساده‌ای به فارسی شنیده شد. این نشان‌دهندهٔ آن بود که مادران این سرزمین، به‌دور از چشم حاکمان عرب، این آوازها را در گوش کودکان زمزمه کرده و در وجود آن‌ها نهادینه کرده‌اند. این نشان می‌دهد که زن‌های سرزمین ما، اولین پاسداران زبان فارسی بودند؛ قبل از آن‌که شاعران بزرگی مانند رودکی، رابعهٔ بلخی و فردوسی زبان به شعر بگشایند و حتی قبل از آن‌که یعقوب لیث صفاری، اعراب را بیرون رانده و کشور فارسی‌زبانی به نام ایران را تأسیس کند.

در مقایسه با سرزمین‌های شمال آفریقا که به دست اعراب تصرف شد و به‌طور کاملشان را از دست دادند و همگی عرب‌زبان شدند—کشورهای مصر، لیبیا، الجزایر، مراکش و تونس که عمدتاً به زبان عبری تکلم می‌کردند و پس از سلطهٔ اعراب، زبانشان را از دست دادند—حملهٔ گستردهٔ دیگری که در سرزمین ما شد، حملهٔ مغولان بود؛ قومی وحشی که در وحشی‌گری فراتر از اعراب بودند و از هیچ جنایتی فروگذار نکردند.

بخشی از فجایعی که مغولان به بار آوردند در دو کتاب ارزشمند تاریخ بیهقی و تاریخ جهانگشای جوینی آمده است که در این مجال، پرداختن به آن‌ها ممکن نیست. این قوم وحشی که از فرهنگ هیچ بویی نبرده بودند، بعد از چند دهه چنان مجذوب فرهنگ و زبان فارسی شدند که بسیاری از شاعران فارسی‌زبان را تأمین مالی می‌کردند و مشاوران و وزیران خود را از فارسی‌زبانان انتخاب می‌کردند. از جمله سعدی بزرگ و حافظ لسان‌الغیب، از پدیده‌های آن دوران هستند.

پس، جا دارد با هر نفسی که می‌کشیم، به زبان مادری‌مان ببالیم.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *